دلهره - تاریخ: 1401/11/13 ساعت: 16:05
کلی نوشته بودم پرید. از صبح از اتوبوس جا موندم، دو بار بدجور لیز خوردم اما نیفتادم، بعدم نوشته هام پرید. خب نوشته بودم استادم تاکید داره من بزودی پروپوزال دفاع کنم در حالی که من هنوز سال دوم هستم. این یعنی میخواد من زودتر دفاع کنم، بابت همینه دلهره گرفتم. باید باهاش حرف بزنم چون عملا من باید ۲۰۲۶ فا...
خبرهای خوب - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 18:14
مینویسم تا بمونه که اواخر سال ۲۰۲۲ هی اتفاقای خوب افتاد، هر چند که در طی سال روزای زیادیش چشمام گریون بود. پول مالیات فدرال رو خلاااااصه برام واریز کردن. اونم بعد از کلی پیگیری و تلفنی حرف زدن و... اینقدر خوشحال شدم که گریه م گرفته بود. مقاله م اکسپت شد در حالی که انتظار نداشتم اینقدر زود جوابش بیاد...
روزهای با هم بودن - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 18:14
الان ۹ صبحهه و من سوار اتوبوس دارم میرم دانشگاه. خوشحالم تو اتوبوس فرصتی پیش اومده تا بنویسم. پژمان خونه خوابیده. جمله ی عجیبیه برام اما واقعیه. سال پیش این موقع دیگه از اومدنش نا امید شده بودم. هر چند به زودی میری شهر دیگه ای بخاطر دانشگاش، اما اینکه حداقل تو یه کشوریم نه توی دو تا قاره ی مختلف خوش...
این روزگار سخت گیر - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 18:14
اولین مواحهه م با اینکه نباشه اون غروبی بود که خسته از دانشگاه برگشتم، و اومدم خونه و دیدم نیست. دلم عجیب گرفت. بعد فهمیدم رفته بیرون تا برای روز زن برام گل بخره. وقتی برگشت چشماش می خندید و خوشحال بود. امروز دیگه رفت شهرشون. خیلی دارم سعی می کنم منطقی باشم، اما نشونه هاشو گوشه کنار خونه میبینم و دل...
حال و احوال - تاریخ: 1401/7/9 ساعت: 21:43
+ این ماه ازمون الهی برام بود، بخش مالی :| یاد گرفتم که حواسم نباشه چقدر راحت سرم کلاه میره. یا اصلا کلاه نمیره، اما زیادی ضرر میکنم. همینطور یاد گرفتم وقتی میخوام یه سرویس رو انتخاب کنم، حواسمو جمع کنم چون بعد کنسل کردنش کار حضرت فیله. برای مثال یهو متوجه شدم کردیت کارتی که پارسال گرفته بودمش، سالی...
کانال - تاریخ: 1401/7/9 ساعت: 21:43
من ایمان دارم که هیچ تلاشی بی نتیجه نمی مونه :)یک راند دیگر مبارزه کن وقتی پاهایت چنان خسته اند که به زور راه می روی… یک راند دیگر مبارزه کن وقتی بازوهایت آنقدر خسته اند که توان گارد گرفتن نداری… یک راند دیگر مبارزه کن وقتی که خون از دماغت جاریست و چنان خسته ای که آرزو میکنی حریف مشتی به چانه ات بزن...
اشتباهی - تاریخ: 1401/7/9 ساعت: 21:43
من ایمان دارم که هیچ تلاشی بی نتیجه نمی مونه :)یک راند دیگر مبارزه کن وقتی پاهایت چنان خسته اند که به زور راه می روی… یک راند دیگر مبارزه کن وقتی بازوهایت آنقدر خسته اند که توان گارد گرفتن نداری… یک راند دیگر مبارزه کن وقتی که خون از دماغت جاریست و چنان خسته ای که آرزو میکنی حریف مشتی به چانه ات بزن...
امتحان - تاریخ: 1401/3/10 ساعت: 22:47
این چتد روز که ننوشتم مشغول امتحانم بودم. فایل ریپورت تقریبا آماده ست و ماکزیمم صفحات رو نوشتم. بیش از 70 تا رفرنس زدم. باید چند دور دیگه هم البته ادیت کنم. فایل اسلاید هم، بیش از 40 تا اسلاید درست کردم، فقط دونه دونه باید رفرنسا رو بزنم توش. سه شنبه باید سابیمت کنم فایلا رو و پنجشتبه صبح امتحان شفا...
افکار اخر شبی - تاریخ: 1401/3/10 ساعت: 22:47
چی بنویسم. صبح حالم خوب نبود. هیچ. مواقعی که حالم خوب نیست بس که نسبت به خودم بی رحمم، به خودم نهیب میزنم پاشو الکی ادا در نیار. امروز صبح ولی نشد. این شد که تا ۱۱ موندم تو جام. چشم درد و سردرد و بدن درد. حالا احتمالا از خستگی و فشار این روزاست. عصر براش قرص خوردم. الان که شبه هنوز چشام سنگینه. دیگه...
این هفته - تاریخ: 1401/2/1 ساعت: 16:16
چه اتفاقاتی قراره این هفته, بیفته؟ اول اینکه این هفته هفته ی آخر کلاسا هست و دیگه کلاسا تموم میشه. دوم اینکه اون یکی ارائه م رو این هفته میدم و دیگه فقط سابمیتش می مونه، که حدود 10 روز براش فرصت دارم. سوم ایتکه استادم گفته این هفته میتینگ رو نمیاد، و قراره من جاش lead  کنم میتینگ رو. خودم حس خا
تنهایی - تاریخ: 1401/2/1 ساعت: 16:16
دلم گرفته افطار خواب موندم. یک ساعت بعد اذان پاشدم. بعد اینقدر با استرس پاشدم چیزی بخورم که خیلی بد بود. همیشه ازین نگرانم که تنهایی, یهو بیهوش بشم کسی نباشه جمعم کنه.  قرار بود املت یا کتلت بپزم. اما دیگه اینطوری نون پنیر گردو چایی شیرین خوردم. سرپایی. چون اینقدر استرس داشتم حتی نمی تونستم بشی
رفتار عجیب - تاریخ: 1401/2/1 ساعت: 16:16
میتینگ ه رو انجام دادم. واقعا متنفرم از اینکه بگم کسی بهم ح س و د ی میکنه. چون واقعا در جایگاهی نیستم که همچین حرفی بزنم. اما این دانشجو پی اچ دی، که قبلا خیلی دوستش داشتم، دقیقا از همون روز اخلاقش به کلی برگشته و یه آدم دیگه شده. باز اگه دختر بود، قابل درک تر بود. اینکه پسره و همچین رفتار, چیپی دار...
هیچ برگی از درخت نمی افتد، مگر آنکه خدا از آن آگاه است - تاریخ: 1399/11/8 ساعت: 22:54
سلام. چند وقته ننوشتم؟ دقیق نمی دونم. می خواستم دلم تنگ بشه بعد بیام. فکر کنم بچه هایی که تو اینستا منو دنبال می کنند می دونند الان کجا هستم. من الان بیشتر از 14 روزه که در پاکستان، شهر اسلام. آباد
در باب سفر به پاک ستان - تاریخ: 1399/11/8 ساعت: 22:54
خب. روزای شلوغ پلوغیه. ما حدودا 21 روز پاکستان بودیم و شنبه ی گذشته برگشتیم ایران. حیف که این روزا فرصت نمیشه که براتون بگم پاکستان چقدر خوب بود و چه مردم نازنینی داره. اسلام آباد یه شهر مدرن و پیشرفت
با معرفی مربی بهداشت جمع :دی - تاریخ: 1399/11/8 ساعت: 22:54
دوستم! باید بگم که بعله، مردم پاکستان خیلی بافرهنگن؛ چون اندازه شما پست فطرت و بزدل نیستن و احتمالا اگه حرفی دارن به صورت عمومی و با اسم حقیقی پیغام میذارن تا جوابشونو بگیرن :دی :))))) من همیشه
کارت واکسن - تاریخ: 1399/11/8 ساعت: 22:54
بهرحال ادم برخی اوقات به چیزهایی احتیاج پیدا می کنه که هیچ گاه به ذهنش خطور نمی کرده. برای اینکه کارت واکسن بین المللی بگیرم، نیاز بود پرونده بهداشت نی نی گی هام رو داشته باشم! که از روش تاریخ واکسن ه
طلای جدید و واکسن - تاریخ: 1399/11/8 ساعت: 22:54
خب امروز روز شلوغ اما باحالی داشتم. صبح رفتم واکسن های سه گانه (سرخک سرخجه و اوریون) و مننژیت چهارگانه رو زدم و دیگه کارت واکسن گرفتم. اقاهه گفت کمپرس سرد و بعد گرم کن. اما من تا این لحظه هیچ فرصت نکر
things are a little crazy - تاریخ: 1399/11/8 ساعت: 22:54
در مورد نذر باید نوشت؟ البته من اکثر اوقات نذرامو زودتر از بر آورده شدن خواسته م ادا می کنم. منتظر ویزاییم و تا الان هر چقدر کارا سخت بود، این پروسه ی انتظار از همه ش سخت تره. ما اگه خدا بخواد ویزا می
افاضات - تاریخ: 1399/11/8 ساعت: 22:54
امشب برگشته بودم خونه تا با مامان فیلم ببینم. اما تمام ساعت ها رو توی اتاق کز کردم و بغض قورت دادم. از چیزی که هستم راضی نیستم. جمله ی سهل اما غامضی هست. چه غلطی کردی ۲۹ سال زندگیتو دخترم؟ هیچی؛ تمام زندگیم سعی کردم مودب، فهمیده و با شعور باشم. به قول زنعموی خدابیامرزم گه خوری اضافه.
.... - تاریخ: 1399/11/8 ساعت: 22:54
دلم میخواد یه غریبه بیاد ازم بپرسه خب چه خبر؟ منم بدون وقفه از همه چیز و همه کس بگم. بگم که چقدر ناراحتم نگرانم و دلم شکسته.

برچسب‌های مرتبط

تعلق خاطر | تعلق خاطر کاری | تعلق خاطر سازمانی | تعلق خاطر کارکنان | تعلق خاطر چیست | تعلق خاطر داشتن | تعلق خاطر معنی | حس تعلق خاطر | احساس تعلق خاطر | پرسشنامه تعلق خاطر کاری