این داستان: عروس یا دانشجو مساله این است
-
تاریخ: 1399/2/5 ساعت: 21:10
شما یه نفرو نام ببر که ده روز مونده به عقدش و کلی کار سرش ریخته، نشسته خودشو برای مصاحبه ی اسکایپی آماده می کنه .... به استاده اوکی دادم ولی الان دلم گرفته و پشیمونم :((( خدایا کاش 7 ساله بشم دوباره...
زندگی زیبا
-
تاریخ: 1399/2/5 ساعت: 21:10
دقیقا که فردا من مصاحبه دارم اینترنت گیلان قراره قطع شه :| خدای من! اینو نباید حداقل یک هفته زودتر بگن؟؟ بعد من هر چی به آقای محترم میگم تو مملکت گهی به دنیا اومدیم نمی دونم چرا مقاومت می کنه و از چی طرفداری می کنه!!! امیدوارم فقط وای فای ها باشه و خطوط همراه اول و ایرانسل وصل باشن... راستش برای مصا...
خفگی
-
تاریخ: 1399/2/5 ساعت: 21:10
تو اینستاگرام به شدت احساس خفقان میکنم کاش به راحتی میشد فامیل و خانواده رو پاک کرد
.......
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 8:38
چرا داره بهم خوش نمیگذره؟ از روزی که اومدم حتی یه فیلم هم ندیدم آیدا بس کن این مسخره بازی ها رو
مسیر سبز؟؟
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 8:38
خلاصه تونستم تو این سایت های فریلنسری یه پروژه بگیرم. و هرچند که پروژهه کوچیکه و پولی توش نیست؛ خوشحالم که سرم گرم میشه و کمتر فکر و خیال میکنم. امروز تقریبا کارای باقیمونده مربوط به اپلای رو انجام دا
من، من ِ بد
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 8:38
باید یه کاری کنم که نهایتا روزی یک بار جیمیل رو چک کنم. تمام شب رو هشیار میخوابم و حتی شده یه چشمی هم ایمیل چک میکنم تقریبا تمام سه چهار ماه گذشته رو اینطور گذروندم الان وخیم شده این وضعیتم شروع کردم به کتاب خوندن و یه کارتون گذاشتم دانلود شه.
دومین پروژه فریلنسری
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 8:38
امروز دومین پروژه رو گرفتم. این یکی بهتره از لحاظ مالی چون می تونم سریع تر تمومش کنم و پولشو یه جا بگیرم. تو یه سایت ترجمه ی دیگه هم امتحان داده بودم بخش نفت و گاز و پتروشیمیش رو که امروز نتیجه ی تصحی
شاید بعد بشه نفس عمیقی کشید
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 8:38
منبعد میخوام تلاش کنم هیچی نشدنم رو بپذیرم.
پوست اندازی
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 8:38
فکر میکنید با 118 هزار تومنی که طی هفته ی پیش در آوردم چی کار کردم؟ رفتم دادم پوستمو لایه روبی کردم! چرا؟ چون به قدری زشت و سیاه و بی ریخت شده بودم که دیگه دلم به حال آقای محترم و اعضای خانواده م می س
پست 580
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 8:38
خوشحالم اما می ترسم از خوشحال بودن! به خوشحال بودن عادت ندارم! نگرانم که نکنه خراب شه یا خواب باشم یا نکنه توهمه یا نکنه نکنه نکنه.... هزار تا اما و اگر تو ذهنمه! تا حالا ترسیدین از اینکه خوشحال باشین؟ چرا بی قید شاد بودن رو یاد نگرفتم؟!
ای خدا
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 8:38
بعد عمری تصمیم به ازدواج گرفتیم؛ کشور به کرونا دچار شد :|||
چون می گذرد غمی نیست
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 8:38
از عجیب و غریب بودن این روزا هر چی بگم کم گفتم پس بهتره دیگه حرفی نزنم شما چه خبر؟
.
-
تاریخ: 1398/10/24 ساعت: 23:56
بچه ها ممنون که حالمو می پرسین. من حالم خوبه فقط نمی خوام این حجم از ناامیدی و خستیگمو با شما در میون بذارم برای همینه که پست نمی ذارم. میگن ذکر مصیبت اون رو زیاد میکنه، به خاطر همین میخوام از زیاد شدن نکات منفی تو ذهنم جلوگیری کنم. اوضاع مالی، اوضاع کشور، خوب پیش نرفتن کارام، همه و همه منو خسته و ک...
من اندوه جهانم
-
تاریخ: 1398/10/24 ساعت: 23:56
امروز یکی از سخت ترین روزهای زندگیم بود. این حجم از ناراحتی و غصه و اشک های گاه و بی گاهم از کنترلم خارجه. آه......کاش زنده بودین خواهران و برادرانم. دریغ و افسوس. هیچ وقت فکر نمیکردم از کشور و ملیتم اینقدر خجالت بکشم. گناه ما چی بوده که نباید رنگ آرامش رو ببینیم.
از اعصاب سوراخ شده م با دریل
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:35
یعنی من یک سال مداومه دارم هی به سوالات تکراری جواب میدم. تهش یا باز حالیشون نمیشه، یا قضیه رو نمیگیرن و باز یه سوال هپرا تر میپرسن. یا اصلا فراموش میکنن بعد دوباره دفعه ی بعد روز از نو و .... خدایا رحمی... این بازی رو تمومش کن این هفته؛ به ستوه اومدم.. من این مدت صبر ایوب به آپشن هام اضافه شده اما ...
I feel sick
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:35
واضحا نمی دونم چمه اما روزهای مشقت باریه. امتحان روز چهارشنبه برام ترسناک ترینه.
ریکام
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:35
با این استادم که مال دوره ی کارشناسیه، قبلا حرف زده بودم برای توصیه نامه و کلی هم تشویق کرده بود. تا اینکه ته صحبت گفت باشه برات متنو مینویسم مهر و امضا میکنم میدم دستت. من گفتم استاد این نوع توصیه نا
مراسم شکرگزاری
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:35
مامان امسال بادوم کاشته بود و من هیج سالی توی عمرم به اندازه ی امسال بادوم زمینی نخوردم. بادوم های خیلی درشت و قشنگ و خوش طعم. فکر میکنم بابت این نعمتی که امسال داشتم از خدا تشکر نکرده بودم. خدایا مرسی که اینقدر مهربونی و به ما امسال یه عالمه بادوم ِ خوشگل کادو دادی. +به بادوم ها آب نمک می زنیم و بع...
خلاصه بدی خوبی دیدین حلال کنین :|
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:35
کل امروز رو سر درد داشتم و چندین مدل قرص خوردم. تمام بدنم داره میشکنه و دهنم بدمزه ست. بیش از ده دقیقه که به مونیتور خیره میشم سر گیجه و ... . نمی دونم آنفولانزائه یا فشار یا چی! حالا بهرحال تو حال مرگ هم باشم باید برم امتحانو بدم. فردا شب میرم تهران. + اینجا بهتر شد؟ از آقای موسوی خواستم بهم یاد بد...
پاییز عاشق است
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:25
اگه بخوام در مورد مطلب جدیدی حرف بزنم اینه که پنجره رو 20 سانتی باز گذاشتم و گوشه ای از اتاق نشستم که وقتی باد سرد میاد تو، محکم بخوره به صورتم! صدای بارون رو هم می شنوم. تنها بدی پاییز و زمستون اینه