کلا میگن تو محل کارتون، فقططط وظیفه ی خودتون رو انجام بدین، چرا که اگه یک بار از روی لطف برین یه کار دیگه بکنین، دیگه منبعد میشه وظیفه تون!
من به این امر اعتقاد نداشتم تا اینکههههههه حسابی سرم اومد!
به خودم اومدم دیدم کار از کار گذشته.
دو دو تا چهارتا کردم با خودم گفتم، الان دیگه مقابله فایده نداره، اما منبعد کاری رو انجام نده، یا یه جوری رفتار کن که منت گذاشته باشی و همه بدونن که به زور و فقط از رو لطف داری انجا میدی.
گذشت تا اینکه....
خب؛ شرکت ما خیلی سرده.
داخل ِ یه شهرک صنعتی دور از شهر، مسلما چون ساختمون ها کمترن و ... هوای سردتر بیشتر اذیت کننده ست.
این بین چون سوله ی خط تولید که آزمایشگاه-محل استقرار من هم توشه، و کلا ساختموناش به سبک سنتی ساخته شدن و آبدارخونه فاصله داره از آزمایشگاه؛ به من ِ معتاد ِ چایی بد می گذشت.
چون تا چای می رسید به آزمایشگاه میشد آب یخ!
خلاصه اینکه امروز یا علی گفتم چادر به کمر بستم، تو راه لوازم خانگی فروشی هم با مسئول فروش/حسابدارمون تماس گرفتم که هزینه ی خریدو اوکی کنم و اوکی داد و .... خلاصصصصهههه یه چایساز واسه آزمایشگاه خریدم :)
شاید حداقل ازین به بعد این زمستان ِ سرد تو محل کارم رخ ِ گرم تری بنماید!
یه چای داغ هم خودش کلی متونه امیدبخش باشه.
البته امیدوارم منبعد به هوای اینکه یه بار رفتم یه چایساز خریدم، ازم انتظار نداشته باشن از این پتروشیمی به اون پتروشیمی در به در دنبال مواد اولیه باشم :||||
برچسب:
نویسنده: اشکان نظری